تبليغاتX
بوسه بر مرگ

حرفی در راه
تاريخ: یکشنبه هفدهم تیر 1386 ساعت :19:10

در بادهای پاییزی

به کنار پنجره می آیم

آنگاه که تو از بارانهای شبانه باز می گردی

با گلدانی از شعمدانی سپید

برای پنجره ام

می آی و می گیریی از آب

پروانه های مانده را

و باز

دور می شوی در مسیر آبها

با یک سبد پروانۀ خیس

برای بهار

آن شب

یک بار

تنها یک بار می گذری

و من، برای همیشه می مانم

میان پنجرۀ تاریک

تا شاید ، یک شب

پروانه هایی که می آیند

 از تو بگویند .

                

نوشته شده توسط محمد | موضوع: | لينک ثابت |
خواب در ماه
تاريخ: شنبه شانزدهم تیر 1386 ساعت :19:58

 

در کوچه های تاریک

آواز گمشده ای می پیچد.

 

هزار دریچۀ بی نام دارد

شهر

 

در برف های تاریک

ترانۀ تلخی می پیچد.

 

هزار چتر بی نام می گذرد 

در شهر.

 

از جاده های رو به شب

گامهایی رفته است.

 

هزار دریچه به ماه دارد

آسمان شهر.

 

از کدام دریچه آمده ای

زیر کدام چتر خوانده ای تلخ

پِس کدام دریچۀ ماه

به خواب خواهی رفت؟

 

هزار دریچۀ آرام دارد 

ماه.

نوشته شده توسط محمد | موضوع: | لينک ثابت |
© This Template Designed By Soltanbanoo